در جوانی غصه خوردم هیچکس یادم نکرد در قـفــس ماندم صیاد آزادم نکــــــــرد آتش عشقت چنان از زندگی سیـــــرم کرد آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد *خـدایــــا : آنکه در تنها ترین تنهایی ،تنهای تنهایم گذاشت، خـواهشـــــی دارم : که در تنها ترین تنهایی ،تنهای تنهایش مذار. *شمع میسوزد و پروانه به دورش همه شب من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم ؟ فرق من و پروانه در این است پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت *![]()
![]()
دست دادن معنی رفاقت نیست ،
بوسیدن قول ماندن نسیت ،
و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست .
*زندگی تفسیر 3 کلمه است :
1) خندیدن
2) بخشیدن
3) فراموش کردن .
پس بخند و ببخش و فراموش کن .
*
گاهی این قدر غرق آرزوهات هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی*
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخنددست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند
آن خدائی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند
*
اگر تنهائی مرا ترک کند ، تنهای تنها خواهم شد
*
روی تخته سنگی نوشته شده بود؛ اگر جوانی عاشق شد چه کند ؟زیرش نوشتم صــــــــــــبــر کند.
جوان نوشت: اگر صبر نداشت چه کند ؟
نوشتم بمـــــــیـرد.
... ایامی گذشت؛ برای خواندن جوابم رفتم ، اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده دیدم.
*
وفای بی وفایان کرده پیرم روم یار وفاداری بگیرماگر یار وفاداری ندیدم سر قبر وفاداری بمیرم
*
همیش فکر می کردم پشت این دیوارهای بلند آدم های بزرگی زندگی می کنند ،ولی حالا فهمیدم بلندی دیوارها به خاطر کوچکی انسان هاست.
*
رفتی و در باورم باران گرفت خاطراتت در وجودم جان گرفتدر عبور از فصل باران های سرد با تو بودن نقطه پایان گرفت
با تو بود عادتی دیرینه بود روزگار از من و تو آسان گرفت
*
عمری که بی تو می گذره، مرگی است به نام زندگی
*
من میگم مترسک ها هم جان دارند ، ولی ...شاید هنوز مبهوتند که دل خود را کجای مزرعه جا گذاشته اند .

نوشته شده توسط محمد رضا در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 15:56 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

با سلام.این وبلاگ به شما شعر های زیبا از سروده های بهترین شاعران ایرانی و خارجی ارایه می دهد.
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY